الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

199

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

كند تا چون به آن جا رود ، متوحّش نباشد و مناسبت با آن به دوام ذكر آن حاصل شود ، از ذكر خداى و عالم اعلى مىآساييد چنان چه مردمان ديوانه‌ى دنيايند شما ديوانه خداى مىباشيد . - اى اخوان ! چون شما مىدانيد كه اين دنيا با شما نمىماند و زود پشت بر شما خواهد كرد ، چه در وفاى او عمر به سر مىبريد ؟ با بىوفايان وفادارى كردن بر خود ستم كردن است ، دل از او خالى كنيد و از مهر او بگسليد ، زود است كه داخل فراموشان خواهيد شد كه كسى از شما نام نبرد و نشان ندهد . - چندان خداى - عزّوجلّ - را ياد بايد كرد كه خود را در آن ياد فراموش كنند ، آن گاه هستىايى تازه از آن ياد ذاكر را بازديد شود ، خداى را - عزّوجلّ - بر چنان هستىايى كه از ياد او باز ديد آيد غيرت نيايد و باقى گذارد و إلّا هر هستى كه جز آن است ، غيرت وحدانيّت به تيغ قهر آن را دو نيم گرداند ، « قال اللَّه تعالى : أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ * ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ * كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ « 1 » ؛ ( خداوند متعال مىفرمايد : مگر پيشينيان را هلاك نكرديم ؟ * سپس از پىِ آنان پسينيان را مىبريم * با مجرمان چنين مىكنيم . ) در پناه ذكر گريز و ميان خود و فنا سپرى از ذكر درآويز . - از جستجوى دل گمشده خويش كه نخست در چاه تن افتاده و از آن جا به دست قواى نفسانيه به اسيرى رفته باز نمىبايد ايستاد ، يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ « 2 » ؛ ( اى پسران من ، برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نوميد مباشيد ، زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نوميد نمىشود . ) - قدر خود بشناسيد و احسن تقويم خود را به اسفل سافلين مسازيد . - كس در معامله با خداى زيان نكرده ، مترس و دل قوى دار و از جاى مرو .

--> ( 1 ) . سوره‌ى مرسلات ، آيات 18 - 16 . ( 2 ) . سوره‌ى يوسف ، آيه‌ى 87 .